هی فلانی!
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم…
هرجا ک دلت میخواهد برو…
فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من ب سرت زد،
آنقدر آسمان دلت بگیرد ک با هزار شب گریه چشمانت،
باز هم آرام نگیری…
و اما من…
بر نمیگردم ک هیچ!
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم،
ک نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی،با خاطراتم قدم بزنی!
نظرات شما عزیزان:
زهرا شمس! 
ساعت20:56---13 اسفند 1391
بــا این که لب از کـلام بستید شما / ساکت سر جـایتان نشستید شما
امـــواج نگــــاهتــان دلم را لرزاند / اصلا نکند زلـــــزله هستید شـــما . . .
|